X
تبلیغات
لیکو - نبرد گرگ های دونده و پلنگ های عصبانی در ورزشگاه چغوک آباد
شعر قصه طنز مقاله و.طنز

قسمت ششم

 

گزارش را از ورزشگاه هر چقدر دلت بخواد نفری ِچغوک آباد پی می گیریم .مردم ورزش دوست چغوک آبادَین (سفلی و علیا ) امروز گاو و گوسفندهایشان را رها کرده اند تا شاهد بازی دو تیم محبوبشان  " گرگ های دونده " از چغوک آباد سفلی  و  " پلنگ های عصبانی " از چغوک آباد علیا باشند . که امروز در این هوای ابری زمستانی در ورزشگاه  هرچقدر دلت بخوادنفری ، به مصاف هم رفته اند .من بداغعلی چغوک آبادی نسب ، افتخار این را دارم که فوتبال امروز را با شعار " زندگی کن و بگذار " بُن گلویی " ها هم زندگی کنند ،  گزارش کنم .

در جناح چپ زمین خدامراد با شلوار کُردی گشاد و زیر پیراهنی ِسفید ایستاده ، کسی را که در نوک حمله ی " پلنگ های عصبانی "  می بینید (البته شما نمی بینید ، می خوانید )" الاه مراد"  است ، با 52 سال سن ،  که شلوار بلوچی  خاکستری پوشیده  و ژاکت سبز راه راه ..  به تازگی زن چهارم را  هم اختیار کرده  این الا ه مراد . بازیکنی که شماره ی 24 را پشت کاپشن زرد رنگش با ماژیک نوشته قنبرعلی  است ، اخوی بنده . که قرار بود روی حصیر ذخیره ها بنشیند اما قنبر است دیگر ، وایستاده که وایستاده . تعداد بازیکنان حاضر در زمین " پلنگ های عصبانی " 25 نفراست . همه زُبده و تازه نفس .

 

در جناح مقابل . دادعباس چغوک آبادی درون دروازه ، با 63 سال سن ، همین چند روز پیش  تریاک را ترک کرده دادعباس ، اما اعضای شورای آبادی و عیال دادعباس  هنوز شک دارند . یک بازیکن خارجی هم در ترکیب تیم " گرگ های دونده " حضور دارد ، "گلمَمد جان از ولایت  "بغلان " ، در کشور  دوست و برادرمان افغانستان . گلممدجان برای رستم خان چاه کنی می کند و خیلی از اهالی مملکت چغوک آباد سفلی  روی ضربات سر او حساب کرده اند . بازیکنی که دارد در  میانه ی زمین ورجه وورجه می کند و برای زنش "کلپوره " دست تکان می دهد "دادعلی چغوک آبادی وند" است ، که تحصیلاتش را تا سیکل پنجم ،  در مدرسه ی کُت کُتو  ادامه داده  ،   و این روزها متصدی  شرکت خوار وبار روستایی است . در جناح چپ زمین" صیف الاه " را می بینیم ، شهروند چغوک آبادی ِ کُت کُتویی اصل . با اُورکوت آمریکایی و شلوار ورزشی .  تعداد بازیکنان تیم " گرگ های دونده فعلا 19 نفر است .

داور انگشتان دستش را در دهانش می چپاند و سوت آغاز مسابقه به صدا در می آید .این که می خوانید صدای کف و سوت و هورای تماشاگران است در فضای ورزشگاه چغوک آباد . بساری از مردم به اتفاق خانواده ، پاهایشان را بر حصیر ها و گلیمهایشان دراز کرده  و مشغول نوشیدن چای و خوردن پنیر و خرما و کشیدن قلیان اند .

"الاه مراد" می شوتَد به قنبر ، قنبر می شوتَد به اَلاه مراد . حفظ توپ می کند این الاه مراد  با دست . خوانندگان عزیز یک لحظه اجازه بدهید :

- آهای عمه بلقیس ! گاو تو از دم دروازه بکش بیرون . ای هندوانه تو گور پدر آدم بی ملاحظه .

 بازی ادامه پیدا می کند . الاه مراد گلوی دادعباس را با دو دست می گیرد و او را دریبل می کند. احسنت به این بازیکن جوان .

هواداران پلنگ های عصبانی :

 ماشالا ماشالا ماشالا

ماشالا

ماشالا به قنبر

ماشالا

 

چرا شما ویلا ندادین

کنار دریا ندادین

 

ماشالا ماشالا ماشالا

ماشالا

فرصت برای  " گرگ های دونده " ، یک فرصت استثنایی  ، نتوانست استفاده بکند این دادعلی . توپ واگذار می شه به پلنگ های عصبانی  ، حالا الاه مراد . واگذار می کنه به صیف الاه .با تیپا مواضع استراتژیک دادعلی را هدف قرار میده . هر که مَرده بیا جلو . تک به تک با دروازه بان ...توپ از کنار دروازه به بیرون میره .اوت . خوانندگان عزیز یه لحظه بی زحمت .:

- آهای بچه جان ! کنار زمین ورزشی جیش نکن .باریکلا  عمو . برو پیش ننه ات .

 

از دروازه ی  گرگ های دونده ، شاهد شوتیدن توپ توسط دروازه بان هستیم . ارسال بلند توپ به منطقه ی جریمه ی خودشان . دادعباس افتاده روی زمین و غش کرده . به نظر می آد قلم جیغ  اثر کرده باشه . داور سوت رو به صدا در می آره . خم می شه داور  . خداکرم چغوک زاده ، داور 52 ساله ی مسابقه ، که  تا به حال  چند دیدار مهم رو در مسابقات  " مالیلو "و  "شاه و وزیر " در ولایات مختلف مثل " بُن گلو " و " کُت کُتو " قضاوت کرده  .

داور چیزی  سیاه رنگی از جیبش در میاره و می چپونه تو حلق دادعباس . مثل فنر بلند می شه از جاش این دروازه بان . و بنا می کنه به ورجه وورجه .

خوانندگان یک لحظه ..:

اعضای محترم شورا تشریف بیارن روی حصیر جلوویی . خیلی خوش اومدین . ازننه ماه نساء ،  مشاور ارشد شورا می خواهیم که نظر پر بارشان را در مورد بازی امروز بیان کنند :

-"مگه ما چه مون از کره و ژاپن ، اسپانیا اینا کمتره . ببین ننه ! ما فوتبال تا فوتبال داریم . مثل فوتبال  آمریکایی ، یا فوتبال چغوک آبادی . این اصل فوتباله که باید صادر شه . قول میدم تا دو ماه دیگه ده تا رونالدینیو تولید کنیم مثل بچه ی آدم  . اصلا خط تولید رونالدینیو اینا  را از همین جا راه می اندازیم . یادتون باشه فوتبال کلاس داره ."

 

پرتاب توپ برای بازیکنان گرگ های دونده ، غلامعلی از جایی پیدا می شود و می افتد توی بازی ، تو سر توپ میزنه غلامعلی . این یک بازی استثنایی است عزیزان خواننده . حفظ توپ می کنه غلامعلی ، قنبر ، غلامعلی ، قنبر ، موقعیت سازی برای لطف الاه که تازه از آبیاری باغش سر رسیده ، ...توی دروازه ...توی دروازه .بازهم توی دروازه . دوباره هم توی دروازه . از جناح راست هم توی دروازه ، زیر تیرک میانی ..برای بار هشتم توی دروازه ..

 

هواداران پلنگ های عصبانی :

 

- سوراخ سوراخش کنین

عروس قشنگه بله

تیم پلنگه بله

خوش آب و رنگه بله  

 

عزیزان ! این را که شما نمی شنوید صدای ساز سرنا و دهل " اوستا چراغعلی  "و فرزندان است که به هواداری از گرگ های دوده می نوازند و می کوبند . یه لحظه لطفا :

- آهای عمو ! داری  چه کار می کنی اون گوشه برا خودت ؟ حرکات موزون موقوف .

 

در یک نظر سنجی اجمالی ، قنبرعلی هنوز محبوبترین بازیکن چغوک آباد است . دروازه بان در پشت دروازه مشغول بلند کردن جیغ آخرین سیگار" زر" تو پاکتشه . عبدالعلی بیلش را می اندازد کنار و می پرد توی بازی . به هشدارهای داور بی توجهه این عبدالعلی . با چکمه های پر از گل و زیر شلوار راه راه ،

 

مثل اینکه  اتفاقی در میانه ی میدان افتاده ، ظاهرا قنبر با تیبا زده جمیع مواضع غیر ورزشی دادعلی را ترکونده . دورش بگردم که به بازی هجومی در فوتبال معتقده و سبک بازیش تا حدودی شبیه " لیونل مِسی " است و الگوش در تمام این سالها در فوتبال  "محمدعلی کلی" بوده است .داور کارت قرمز میده اما بازی همچنان پر نفس ادامه داره .

 

توپ در میانه ی میدان ، تکل بلند عبدالعلی .

خوانندگان عزیز یه لحظه ..:

- خاله عشرت  ! خاله عشرت ! بی زحمت خرتو از وسط بازی ...ای هندوانه تو روح پدر  اونایی  که فرهنگ فوتبال ندارن .

الاغ خاله عشرت از جاش جُم نمی خوره  و با دقت بازی رو دنبال می کنه ، ورزشگاه را به هیجان آورده این الاغ خاله عشرت .

ارسال بلند توپ از کناره ی میدان . شوت اساسی قنبر ،توپ در کنار مزرعه ی بادمجان دادعباسو به زمین می آد . خوانندگان یه دَقه  :

- آهای بچه توپو داری کجا می بری ؟ مگه با تو نیستم کره خر ! توپو برگردون ..

 

سوت نیمه ی مسابقه به صدا  در می آید . از بازی حدود بیست دقیقه گذشته . بازیکنان در این فاصله سری به قلیان عمو فتح الاه می زنند و خودشان را گرم می کنند .

 

نیمه ی دوم

 

بازی مدتهاست که از پشت دروازه آغاز شده ، کارشناسا معتقدن که فوتبال چغوک آباد تا حد زیادی با فوتبال جزیره شباهت داره . خدامراد در میانه ی میدان با پسر خاله اش که همین الساعه از شهر رسید مشغول احوالپرسیه . قنبر ، باز هم قنبر ، دیگر هم قنبر ، علاقه اش به ضربه های آزاد و ناگهانی شهره ی خاص و عامه این قنبر  . یک بار دیگر هم قنبر . تا به حال 99 درصدر توپ در دست پلنگ های عصبانی بوده .خطا . خدامراد پشت توپ ایستاده  و تا داور سوت بزنه توپ وارد دروازه ی حریف شده .این هشتاد و دومین گلی است که  پلنگ های  عصبانی به سر تیم حریف زده اند .  تیم برنده قرار است در هفته ی آینده به مصاف تیم کُت کُتو برود .

 

ضربه ی آزاد برای پلنگ های عصبانی ، قنبر از راه می رسه و گُرده های دادعباس را می تکونه اساسی . چند نفر از جماعت خرابکار تماشاچی می ریزند توی زمین بازی . خوانندگان عزیز چه صحنه ای ! ببخشید فعلا قنبر دست تنهاست . ..

- ای هندوانه تو روح اون ....

 

ادامه دارد ..

 

+ نوشته شده در  بیست و هشتم دی 1389ساعت 17:2  توسط منصور علیمرادی |